طوفان آرام زندگی
شور حسینی و اندوه ماتم عظمای عاشورا نه تنها پایان یافتنی نیست بلکه در طول تاریخ همواره بر شکوه، عمق و عظمت آن افزوده شده است. "عاشورای حسینی" حادثهای در گذشتههای بسیار دوردست نیست بلکه جریانی است که علیرغم گذشت زمان هنوز کاملاً زنده و مؤثر بوده و چون رودی خروشان در بستر تاریخ جریان داشته و دارد. اگرچه ممکن است واقعه عاشورا به سبب آمیختگی با فرهنگهای گوناگون و برخی اقتضائات زمانی، در فروعات و جزئیات دستمایه برخی تحریفات و دستخوش پارهای تغییرات قرارگرفته باشد، اما اصول، کلیات و محکمات آن همواره ثابت و لایتغیر بوده و خواهد بود و این نیست مگر اعجاز آشکار الهی که پای فهم در عمق آن بماند و مرغ فکر به قله آن نرسد.
آتش عشق حسینی در هر دیار، متناسب با فرهنگ و شئون آن سامان صورتی متمایز و جلوهای خاص به خود گرفته است. در ابرکوه، به عنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی کشور که از سابقهای نسبتاً طولانی در امر اقامه عزای حسینی برخوردار است، عاشورا با آیینها و آداب بومی به هم آمیخته و مناظری بدیع و کمنظیر را تصویر میکند. بدون تردید ترکیب، آداب و ریتم عزاداری سنتی در ابرکوه در عداد و شمار سنن اصیل و فاخر عزاداری در کشور محسوب میگردد که متأسفانه از منظر فرهنگی چنانچه شایسته است مورد تحقیق و بازشناسی قرار نگرفته است.
شاید بتوان اصلیترین ویژگیها و مشخصات عزاداری سنتی در ابرکوه را شامل موارد ذیل دانست:
الف) اصالت:
منظور از اصالت آن است که عزاداری در این منطقه به طور نسبی از قدمت تاریخی بیشتری برخوردار بوده و مهمتر آنکه کلیه شئون و وجوه آن شامل موسیقی، مراسم، نمادها و ... کاملاً بومی و مبتنی بر فرهنگ اصیل اسلامی – ایرانی است. در عزاداری سنتی ابرکوه از آیینهای سخیف، موسیقیهای وارداتی و مبتذل و آداب بیبنیاد و بیهوده خبری نیست و عمده آیینهای عاشورایی منطقه ریشه قوی تاریخی و معناشناختی دارند. (یکی از آسیبهای جدی عزای حسینی که منحصر به ابرکوه نیز نمیباشد رسوخ رسوم سخیف و بیبنیاد به ویژه در قالب تعزیه و موسیقیهای مبتذل است که باید از آن برحذر بود.)
ب) سادگی و بیپیرایگی:
عزاداری سنتی در ابرکوه عمیقاً ساده و بیتکلف است و این دقیقاً بر خلاف روندی است که بهطور خاص در سالهای اخیر قوت گرفته و متوجه تجمل و تکلف در عزاداریهاست. البته باید متوجه بود سبکهای گوناگون هنر سنتی و منجمله آیین عزاداری در ابرکوه، در عین سادگی مملو از "نماد"های مخلف میباشند که هرکدام معنا و کارکردی خاص داشته و بحث از آن مجالی مستقل و مفصل میطلبد.
ج) تلفیق شور و شعور:
در سبک سنتی عزاداری در ابرکوه، در عین شکوه و شورآفرینی برجسته و بزرگ آن که زبانزد همگان بوده و است، اصالت با منبر و روضهخوانی بوده و هیچگاه مجلس وعظ و خطابه تحتالشعاع دیگر رسوم عزاداری قرار نداشته است. در نظام سنتی عزاداری، عمیقاً شور و شعور حسینی به همآمیخته شده و توجه به هیچطرف موجب تضعیف سوی دیگر نبوده است.
باری، ممکن است بتوان از وجوهی دیگر نیز به تحلیل و توضیح آیینهای عزاداری پرداخت اما آنچه منظور این گفتار است اصالت سبک عزاداری و سنن بومی در آیینهای عاشورایی است. به یاد بیاوریم گفتار حکیمانه و عمیق مرحوم امام خمینی (ره) که با علم، آگاه و دوراندیشی بر حفظ عزاداریها در هیأت سنتی آن تاکید داشتند. بدانیم که همین سنن تاریخی بومی که حقیقت بزرگ و جاودان عاشورا در قالب آن ریخته شده است، بزرگترین دستمایه اتحاد و همبستگی اجتماعی ما محسوب شده و قویترین ریسمانی است که همگان در آن درآویخته و همرنگ و همراستا میشوند. همین سنتهاست که فیالمثل هر ابرکوهی را در ایام عزاداری از اقصی نقاط کشور در یک حسینیه یا تکیه کوچه جمعآورده و هویت جمعی ما را شکل میدهد.
با این تفاصیل وقتی زمزمه تغییرات اساسی در سنتهای اصیل عاشورایی شهرمان را از زبان برخی از مدعیان فرهنگ و یا خادمان بعضی از هیاتهای عمدتاً نوظهور میشنویم باید متعجب گشت، تاسف خورد و در تدبیرشان تردید نمود. حفظ اصالتهای فرهنگی و تاریخی در آیینهای عاشورایی به ویژه در حوزه موسیقی و معماری، تلاش برای احیای سنتهای حسنه مطرود یا مغفول، پیراستن مراسم عاشورا از تجمل و خرافات و نیز تلاش برای بررسی و بازشناسی ابعاد فرهنگی و تاریخی سنت فاخر عزاداری در ابرکوه، چهار رسالت بزرگ و وظیفه سنگینی است که علاوه بر عموم ارادتمندان به آستان حسینی، به طور خاص متوجه اهالی فرهنگ و دانش، متولیان هیاتهای عزاداری و مسؤولان فرهنگی شهر است که امید است با لطف و امداد الهی همگان بدان موفق و مؤید باشند.انشاالله تعالی
برچسبها: مطالب دوستان
