طوفان آرام زندگی

علی اکبر قیومی
شور حسینی و اندوه ماتم عظمای عاشورا نه تنها پایان یافتنی نیست بلکه در طول تاریخ همواره بر شکوه، عمق و عظمت آن افزوده شده است. "عاشورای حسینی" حادثه­ای در گذشته­های بسیار دوردست نیست بلکه جریانی است که علی­رغم گذشت زمان هنوز کاملاً زنده و مؤثر بوده و چون رودی خروشان در بستر تاریخ جریان داشته و دارد. اگرچه ممکن است واقعه عاشورا به سبب آمیختگی با فرهنگ­های گوناگون و برخی اقتضائات زمانی، در فروعات و جزئیات دستمایه برخی تحریفات و دستخوش پاره­ای تغییرات قرارگرفته باشد، اما اصول، کلیات و محکمات آن همواره ثابت و لایتغیر بوده و خواهد بود و این نیست مگر اعجاز آشکار الهی که پای فهم در عمق آن بماند و مرغ فکر به قله آن نرسد.
آتش عشق حسینی در هر دیار، متناسب با فرهنگ و شئون آن سامان  صورتی متمایز و جلوه­ای خاص به خود گرفته است. در ابرکوه، به عنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی کشور که از سابقه­ای نسبتاً طولانی در امر اقامه عزای حسینی برخوردار است، عاشورا با آیین­ها و آداب بومی به هم آمیخته و مناظری بدیع و کم­نظیر را تصویر می­کند. بدون تردید ترکیب، آداب و ریتم عزاداری سنتی در ابرکوه در عداد و شمار سنن اصیل و فاخر عزاداری در کشور محسوب می­گردد که متأسفانه از منظر فرهنگی چنانچه شایسته است مورد تحقیق و بازشناسی قرار نگرفته است.
شاید بتوان اصلی­ترین ویژگی­ها و مشخصات عزاداری سنتی در ابرکوه را شامل موارد ذیل دانست:
الف) اصالت:
منظور از اصالت آن است که عزاداری در این منطقه به طور نسبی از قدمت تاریخی بیشتری برخوردار بوده و مهمتر آنکه کلیه شئون و وجوه آن شامل موسیقی، مراسم، نمادها و ... کاملاً بومی و مبتنی بر فرهنگ اصیل اسلامی – ایرانی است. در عزاداری سنتی ابرکوه از آیین­های سخیف، موسیقی­های وارداتی و مبتذل و آداب بی­بنیاد و بیهوده خبری نیست و عمده آیین­های عاشورایی منطقه ریشه قوی تاریخی و معناشناختی دارند. (یکی از آسیب­های جدی عزای حسینی که منحصر به ابرکوه نیز نمی­باشد رسوخ رسوم سخیف و بی­بنیاد به ویژه در قالب تعزیه و موسیقی­های مبتذل است که باید از آن برحذر بود.)
ب) سادگی و بی­پیرایگی:
عزاداری سنتی در ابرکوه عمیقاً ساده و بی­تکلف است و این دقیقاً بر خلاف روندی است که به­طور خاص در سال­های اخیر قوت گرفته و متوجه تجمل و تکلف در عزاداری­هاست. البته باید متوجه بود سبک­های گوناگون هنر سنتی و من­جمله آیین عزاداری در ابرکوه، در عین سادگی مملو از "نماد"های مخلف می­باشند که هرکدام معنا و کارکردی خاص داشته و بحث از آن مجالی مستقل و مفصل می­طلبد.
ج) تلفیق شور و شعور:
در سبک سنتی عزاداری در ابرکوه، در عین شکوه و شورآفرینی برجسته و بزرگ آن که زبانزد همگان بوده و است، اصالت با منبر و روضه­خوانی بوده و هیچگاه مجلس وعظ و خطابه تحت­الشعاع دیگر رسوم عزاداری قرار نداشته است. در نظام سنتی عزاداری، عمیقاً شور و شعور حسینی به هم­آمیخته شده و توجه به هیچ­طرف موجب تضعیف سوی دیگر نبوده است.
باری، ممکن است بتوان از وجوهی دیگر نیز به تحلیل و توضیح آیین­های عزاداری پرداخت اما آنچه منظور این گفتار است اصالت سبک عزاداری و سنن بومی در آیین­های عاشورایی است. به یاد بیاوریم گفتار حکیمانه و عمیق مرحوم امام خمینی (ره) که با علم، آگاه و دوراندیشی بر حفظ عزاداری­ها در هیأت سنتی آن تاکید داشتند. بدانیم که همین سنن تاریخی بومی که حقیقت بزرگ و جاودان عاشورا در قالب آن ریخته شده است، بزرگ­ترین دستمایه اتحاد و همبستگی اجتماعی ما محسوب شده و قوی­ترین ریسمانی است که همگان در آن درآویخته و همرنگ و همراستا می­شوند. همین سنت­هاست که فی­المثل هر ابرکوهی را در ایام عزاداری از اقصی نقاط کشور در یک حسینیه یا تکیه کوچه جمع­آورده و هویت جمعی ما را شکل می­دهد.
با این تفاصیل وقتی زمزمه تغییرات اساسی در سنت­های اصیل عاشورایی شهرمان را از زبان برخی از مدعیان فرهنگ و یا خادمان بعضی از هیا­ت­های عمدتاً نوظهور می­شنویم باید متعجب گشت، تاسف خورد و در تدبیرشان تردید نمود. حفظ اصالت­های فرهنگی و تاریخی در آیین­های عاشورایی به ویژه در حوزه موسیقی و معماری، تلاش برای احیای سنت­های حسنه  مطرود یا مغفول، پیراستن مراسم عاشورا از تجمل و خرافات و نیز تلاش­ برای بررسی و بازشناسی ابعاد فرهنگی و تاریخی سنت فاخر عزاداری در ابرکوه، چهار رسالت بزرگ و وظیفه سنگینی است که علاوه بر عموم ارادتمندان به آستان حسینی، به طور خاص متوجه اهالی فرهنگ و دانش، متولیان هیات­های عزاداری و مسؤولان فرهنگی شهر است که امید است با لطف و امداد الهی همگان بدان موفق و مؤید باشند.انشاالله تعالی 


برچسب‌ها: مطالب دوستان
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ساعت 9:11 توسط علي اصغر قيومي| |