طوفان آرام زندگی

جانستان کابلستان (روایت سفر به افغانستان)، رضا امیر خانی

نویسنده  به زیارت قبر خواجه عبدالله انصاری معروف می رود و می بیند در محوطه آرامگاه درختی وجود دارد که افغانها برای گرفتن حاجت به آن میخ می زنند ( ما ایرانیها لااقل می رویم نخ می بندیم به شاخ و برگ این گونه درختها ) و از کرامات جناب خواجه عبدالله می دانند که این درخت با اینهمه میخ در تنه سالم می ماند و نمی خشکد (جل الخالق !!!)


برچسب‌ها: آشتی با کتاب
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:32 توسط علي اصغر قيومي| |

ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم
 افسوس که چون بوقلمون رنگ‌به‌رنگیم


برچسب‌ها: تامل ادیبانه
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:57 توسط علي اصغر قيومي| |

خلاصه این کتاب را در دو صفحه اینجا بخوانید

ویدای ساسون می گوید: تنها جایی که موفقیت Suceess پیش از کار Work می آید در لغت نامه است.


برچسب‌ها: مرکز رشد فناوری
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11:31 توسط علي اصغر قيومي| |

آب

وقتی که به زلالی خود مغرور شد

به حبس در آفتابه محکوم شد


برچسب‌ها: داستانک
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:32 توسط علي اصغر قيومي| |

چند جمله کوتاه و جالب از کتاب قاچاق زنان، بردگی معاصر


برچسب‌ها: آشتی با کتاب
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:38 توسط علي اصغر قيومي| |

شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود. سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.


برچسب‌ها: ایمیل های جالب شما
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:23 توسط علي اصغر قيومي| |

سوراخ قفل درب
به خاطر اینکه از او به عنوان پنجره استفاده می شود
شکایت داشت


برچسب‌ها: داستانک
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:27 توسط علي اصغر قيومي| |

معلم چو آمد، به ناگه کلاس؛
چو شهری فروخفته خاموش شد
سخن های ناگفته کودکان
به لب نارسیده فراموش شد


برچسب‌ها: تامل ادیبانه
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:34 توسط علي اصغر قيومي| |

خواهر روحانی در کلاس مدرسه وابسته به کلیسای محلی مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.


برچسب‌ها: ایمیل های جالب شما
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11:57 توسط علي اصغر قيومي| |

در این مسجد مومنی بود که شیخ جعفر می خواندنش، عبایی روی دوش می انداخت و مسئله می گفت. از بس این مومن مسئله متفاوت با چیزی که بنده بلد بودم می گفت بعد از آن تا مدتها درباره هر مسئله فقهی دچار شک و تردید می شدم. ای کاش فقط استخاره می گرفت این مسلمان


برچسب‌ها: خاطرات کوی دانشگاه تهران
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11:23 توسط علي اصغر قيومي| |


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.


برچسب‌ها: ايميل هاي جالب شما
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۱ساعت 8:29 توسط علي اصغر قيومي| |

خلاصه این کتاب را در یک صفحه مطالعه فرمایید


برچسب‌ها: مرکز رشد فناوری
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 9:34 توسط علي اصغر قيومي| |