طوفان آرام زندگی


دوران دانشجویی درسی داشتیم به نام کارگاه و روش ساخت مواد (پلاستیک) و جالب این بود که با اینکه در بهترین دانشگاه و بهترین دانشکده کشور تحصیل می کردیم، گروه طراحی صنعتی هیچ امکانات خاصی برای ارائه این درس نداشت.

یادم می اید این درس استاد بسیار مجرب و متینی داشت به نام مهندس ذهبی که رزومه فوق العاده ای نیز در تعامل با دانشگاههای آمریکا، ژاپن و اروپا داشت و این بزرگوار مانده بود به ما چه بگوید در حالی که نه کارگاهی بود نه ماده ای بود و نه ...

استاد که متوجه میشد بدون بهره برداری از تجهیزات  کمک آموزشی و کارگاهی کمتر چیزی را می تواند حالی ما کند می گفت من می دانم شماها بالاخره بعد از فارغ التحصیلی به اطلاعات من نیازمند می شوید پس بیایید شماره تلفن من را جایی برای خودتان بنویسید و حفظ کند، هر جا که در سالهای بعد گرفتار شدید تماس بگیرید تا راهنماییتان کنم.

پی نوشت:
•    به امکانات دانشگاه ما نخندید چون همان موقع دانشگاه آزاد بدون داشتن کارگاه چوب و فلز و ... این درس های تئوری عملی را هم تئوری ارائه می داد.
•    آخرش نفهمیدیم کجای دانشگاه علم تولید می کند، ما که هر چه دیدیم اوقات فراغت بود و تفریحات سالم و غیرسالم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 8:25 توسط علي اصغر قيومي| |