طوفان آرام زندگی


روزی سر کلاس طراحی داخلی بودیم و صحبت بر سر کتاب و کتابخانه و وجود یا عدم وجود فلان ژورنال معتبر در کتابخانه دانشکده شد که استاد عزیز فرمودند « ... بچه ها ببخشین، حقیقتش من خیلی درگیر کارهای اجرایی بیرون هستم، الان پنج سالی میشه که به کتابخانه مراجعه نکردم ... »
فکرش را بکنین، هیات علمی دانشگاه تهران باشی تازه بورس دکترای کانادا هم قبول شده باشی، ولی اینقدر کار و کسبت تو بازار ازاد سکه باشه که وقت نکنی ( والبته احساس نیاز هم نکنی) توی پنج سال یکبار هم که شده تشریف ببری کتابخونه

پی نوشت:
--- احترام همه اساتید سر جای خود، جسارت نشه خدمتشون ها

--- بعضی وقتها ادم استاد دانشگاه می شود تا دغدغه های علمی خود را پیگیری کند، بعضی وقتها هم ادم برای دغدغه های مالی سعی می کند پیشرفت کند و استاد بشود.
--- جالبه که در این پنج سال یه پانزده بیست تا پایان نامه را هم راهنما بودن و مشاوره دادن
--- نتیجه اخلاقی این پست با شما دوست عزیز


نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ساعت 11:41 توسط علي اصغر قيومي| |