طوفان آرام زندگی


در یکی از اردوهای دانشجویی به دانشجوی نمونه کشوری به نام آقا مسعود برخورد کردم. این دانشجوی نمونه کشوری آن موقع چهار کتاب تالیف و ترجمه کرده بود، تعدادی مقاله نیز در همایش های داخلی و سمینارهای خارجی ارائه نموده بود و کلا پسر گلی بود.

از ایشان پرسیدم راز موفقیت شما چیست؟ چطور توانستی در دوران دانشجویی همچنین رزومه خوبی برای خودت درست کنی؟ جواب ایشان کوتاه و گویا بود، گفت من هر چه دارم از خلاف آب شنا کردن دارم.

گفتم: چجوری؟ گفت زمانی که بچه های هم اتاقی و دانشجویان هم ورودی من دور هم در یک اتاقی جمع می شدند و از صبح تا شب ورق بازی می کردند من هم در اتاق خالی کنار آنها از صبح تا شب تنها می نشستم و به سختی و کلمه به کلمه چند پاراگراف متن انگلیسی ترجمه می کردم. صبح که میشد خستگی در تن دوستان من موج می زد و من دل مشغول همان کلماتی بودم که دیشب یاد گرفته بودم.

محیط خوابگاه بهترین محل برای تلاش و تکاپو جهت رشد علمی است به شرطی که دانشجو بتواند از هزار و یک آفت دوران دانشجویی به سلامت بگذرد.


پی نوشت:
-    اقا مسعود ارادت ویژه ای به امام رضا (ع) داشت. می گفت دو سه سالی بوده که عاشقانه دختری از تبریز را می خواسته و خانواده دختر جواب رد به خواستگاری او می داده اند. آقا مسعود شبی در جوار حرم امام رضا (ع) برای حل مشکلش با دل شکسته به امام رئوف متوسل می شود، همان شب مادربزرگ دختر در عالم رویا گویا امام رضا (ع) را می بیند که به ایشان سفارش مسعود را می کنند ... به همین راحتی کار آقا مسعود درست می شود و بساط عقد مهیا ...

-    این خاطره را برای دانشجویان جدیدالورود می نویسم که سعی کنند از همان اول خوابگاه زده نشوند و دچار جو نامساعد حاکم بر خوابگاهها نشوند. (صد البته که جو مساعد هم زیاد دارد این خوابگاهها )

نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۲ساعت 8:37 توسط علي اصغر قيومي| |