طوفان آرام زندگی


خوابگاه که بودیم هر ساختمان، اتاقی داشت به نام اتاق تلویزیون، در این اتاق سالن مانند، تلویزیونی قرار داده شده بود تا بخشی از اوقات فراغت دانشجویان را پر کند.

اولین بحثی که همیشه در این اتاق مطرح بود این بود که ... کدام کانال را تماشا کنیم؟ .... معمولا از افراد حاضر رای گیری می شد و می زدند همان شبکه یا برنامه ای که بیشتر طرفدار داشت حالا یا فوتبال بود یا سریال و ...

و اما نکته جالب اینکه
بعضی دانشجویان که زور بیشتری داشتند و تحمل این خرده دموکراسی را نیز نداشتند می آمدند سیم برق تلویزیون را بر می داشتند و می بردند. نتیجه این می شد که بقیه نمی توانستند تلویزیون ببینند. این اقایان هم هر وقت میلشان می کشید برنامه ای ببینند این سیم را می اوردند و تلویزیون را روشن می کردند و می زدند برنامه مورد علاقه شان ... سایرین هم مجبور بودند همان برنامه را ببینند یا بروند دنبال یک کار دیگر ... به هر حال می گفتند کابل تلویزیون شخصی است، به همین راحتی

پی نوشت:
* دموکراسی در کشوری که برخی مردم آن فکر  کنند بیش از سایر مردم حق دارند هیچ وقت صحیح و درست برقرار نخواهد شد.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 9:59 توسط علي اصغر قيومي| |