طوفان آرام زندگی
نیاز اصلاح طلبان به داشتن رسانه همه گیر و موثر برای پیشبرد اهداف و عدم تمکین مسئولان سیما به این جریان باعث ایجاد تلاش هایی برای راه اندازی شبکه ماهواره ای ایرانی در خارج از مرزها توسط آقای کروبی هم شد (اقای بهروز افخمی فکر کنم مسئول پیگیری شد ولی گویا موفق نشدند) یکی از اتفاقات جالبی که آن روزها در کشور افتاد راه اندازی تلویزیون کابلی در کوی دانشگاه تهران بود، ایده ای بسیار جالب و نو و البته بسیار حساسیت برانگیز برای مدیران صدا و سیما خاطرم هست که در کوی دانشگاه گفته می شد تجهیزات این تلویزیون کابلی هم خریداری شده بود و به کوی آورده بودند ولی پیگیری مدیران صدا و سیما و همفکرانشان باعث پلمپ این تجهیزات و عدم راه اندازی این رسانه گردید. پی نوشت نهایی: تلویزیون کابلی به روایت ویکی پدیا
یادم می آید در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، یکی از ارگان هایی که نه تنها همسو با خط ریاست جمهوری نبود که در بسیاری زمینه ها غیر همسو هم عمل می کرد و همیشه مورد نقد و گلایه طیف اصلاح طلب قرار می گرفت سازمان صدا و سیما بود.
پی نوشت:
• طبق قانون اساسی، صدا و سیما دولتی است و قابل واگذاری به بخش خصوصی است
• طبق قانون اساسی، ریاست صدا و سیما را رهبری تعیین می کنند.
• ایده تلویزیون کابلی شاید اگر با حساسیت های آن زمانه تقارن پیدا نمی کرد شاید عملی شده بود و می توانست اتفاق میمون و مبارکی هم باشد.
• صدا و سیما با هزار هزار کارمند و هزار هزار مخارج، ای کاش بهره وری بیشتری در آن سازمان صورت می گرفت و وضع بهتری داشت. فکر نکنید سیاسی حرف میزنم،خیر، وقتی می بینم عمو پورنگ اعتماد میلیونها کودک به خودش را به تبلیغ پیکو تک می فروشد و عموهای فتیلیه ای به تبلیغ ماکارونی می پردازند واقعا ناراحت می شوم.
تلویزیون کابلی یک نوع سامانه تلویزیونی است که در آن مشترکین سیگنالهای رادیویی را از طریق فیبر نوری و کابل کواکسیال دریافت میکنند، که جزو مالکیت مشترک به حساب میآید که شباهت زیادی به روش هوایی دارد. در روش قدیمی تصاویر از طریق امواج رادیویی انقال مییابند که در آن تلویزیون نیاز به یک آنتن دارد. و به روشهایی از جمله برنامههای رادیویی اف ام، اینترنت پرسرعت و تلفنی شباهت زیادی دارد که گاهی اوقات این روشها نیز ارائه میشوند و تفاوت اصلی بین رادیوی فرکانسی و ارتباط نوری در مالکیت آنها است.
