طوفان آرام زندگی

چند شب پیش عروسی یکی از اقوام  در تنها هتل شهر مان دعوت شده بودم. شب خوبی بود  و فرصت دیدار وابستگان نسبی و سببی و تبریک عید به دوستان فراهم شد.

***

در کنار  سالن مردانه این هتل گاز تک شعله ای که متصل به کپسول گاز بود گذاشته بودند و دیگ نسبتا بزرگی نیز بر روی آن سوار کرده بودند، هر چه فکر کردم حکمت این کار را نفهمیدم جلو رفتم تا ببینم گاز و کپسول اینجا چه می کند، در کمال ناباوری دیدم درون دیگ آب ریخته اند و به عنوان وسیله تامین گرمای سالن از این گاز استفاده می کنند.

هر چند سر میهمانان مراسم به هم گرم بود و دل های عروس و داماد هم به هم، ولی جالب است که هتل دو ستاره شهر ما اینجوری گرم می شود.

نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۱ساعت 7:54 توسط علي اصغر قيومي| |