طوفان آرام زندگی
چند شب پیش عروسی یکی از اقوام در تنها هتل شهر مان دعوت شده بودم. شب خوبی
بود و فرصت دیدار وابستگان نسبی و سببی و
تبریک عید به دوستان فراهم شد. *** در کنار
سالن مردانه این هتل گاز تک شعله ای که متصل به کپسول گاز بود گذاشته بودند
و دیگ نسبتا بزرگی نیز بر روی آن سوار کرده بودند، هر چه فکر کردم حکمت این کار را
نفهمیدم جلو رفتم تا ببینم گاز و کپسول اینجا چه می کند، در کمال ناباوری دیدم
درون دیگ آب ریخته اند و به عنوان وسیله تامین گرمای سالن از این گاز استفاده می
کنند. هر چند سر میهمانان مراسم به هم گرم بود و دل
های عروس و داماد هم به هم، ولی جالب است که هتل دو ستاره شهر ما اینجوری گرم می
شود.
