طوفان آرام زندگی



علی اصغر قیومی، مدیر مرکز رشد فناوری ابرکوه
سید ناصر سجادی، مدیر مرکز رشد فناوری طبس


امروزه نیروی انسانی متخصص را مهم ترین عامل حرکت به سمت توسعه پایدار اقتصادی ((Sustainable Development  کشورها می دانند و سیاست گزاران حوزه علم و فناوری برای بهره مندی از این نیروی کارآمد که بدون شک منبعی ارزشمند و سرمایه ای گرانبها در مسیر تعالی یک ملت محسوب می شود، بنا به اقتضای زمان و مکان برنامه های متنوعی را طراحی و پیاده نموده اند. پارک های علمی تحقیقاتی (Science & Technology Park) و مراکز رشد فناوری (incubators) نیز در راستای تجاری سازی ایده ها که از اهداف اصلی آنها  می باشد بر نقش نیروی انسانی متخصص تاکید ویژه داشته و برای جذب و استفاده از کارآفرینان(entrepreneurs) که به تعبیری موتور محرک توسعه می باشند ظرفیت های قابل توجهی را در درون خود به وجود آورده اند.
در این گفتار به 10 ظرفیت بالقوه مراکز رشد برای توسعه کارآفرینی و تقویت موسسات کارآفرین به طور اجمال اشاره گردیده است.

1) اهمیت دادن به ایده ها:
برای شخص خلاق و نوآور، درک ارزش ایده های ارائه شده بسیار مهم می باشد و مراکز رشد ضمن ارج نهادن به ایده های متنوع افراد، تلاش می نمایند تا طی فرایندی مشاوره ای و آموزشی ایده ها را تکمیل و عملیاتی نموده و به یک طرح کسب و کار (business plan) قابل دفاع تبدیل نمایند. برپایی جشنواره های کسب و کار، ایده های برتر، جوان ایرانی و ... به صورت منظم و متعدد توسط پارک های علم و فناوری کشور حکایت از درک اهمیت ایده پردازی توسط این نهادها دارد و اصولا یکی از اهداف اصلی برگزاری این جشنواره ها تشویق و ترغیب افراد جامعه به ارائه ایده های خلاقانه و نوآورانه برای رفع مشکلات مختلف می باشد.

2) فرصت برابر رشد برای بانوان:
برای دریافت پذیرش در مراکز رشد، به تخصص و توان اجرایی افراد ارائه دهنده ایده ها نگریسته می شود و جنسیت افراد نوآور و کارافرین در رد یا پذیرش ایده ها هیچ گونه تاثیری ندارد. مراکز رشد در فرایند پذیرش نه به جنسیت تیم اجرایی که به طرح های کسب و کار خلاقانه مبتنی بر کارآفرینی و توانمندی افراد در راه اندازی و راهبری شرکتهای دانش بنیان اهمیت می دهند و به دلیل ساختار بخش خصوصی موسسات متقاضی و عدم دخالت مراکز در امور داخلی موسسات، زمینه برای اعمال برخی نابرابری های جنسیتی نظیر وجود معیارهای استخدامی نابرابر، دستمزد نابرابر در ازای کار یکسان، شانس بیشتر برای بیکاری، امکان نابرابر در ارتقای شغلی، مشارکت نابرابر در تصمیم گیری، فرصت نابرابر در آموزش های جانبی و ...  
کم رنگ تر می شود. (موانع کارافرینی زنان ایرانی، عالیه شکر بیگی، سایت جامعه شناسی ایران) از سوی دیگر بانوان دارای ایده خود می توانند شخصا بدون هیچ گونه محدودیتی ضمن ارائه ایده و دفاع از آن در مراکز رشد پذیرش بگیرند و با تجاری سازی ایده های خود به اقتصاد جامعه یاری رسانند.

3) هم افزایی:
دکتر فریدون وردی نژاد در مقاله ای با همین نام، هم افزایی (synergy) را به صورت زیر تعریف می کند: همکاری مجزای چند عامل به طوری که اثر کلی آنها از جمع اثرات آنها که به صورت مستقل به دست می آید بیشتر است  ویا با مراجعه به دائره المعارف آن لاین ویکی پدیا به این تعربف می رسیم ٰ زمانی که دو یا چند عنصر، جریان یا عامل با هم همیاری و برهمکنش (تعامل) داشته باشند معمولا اثری به وجود می آید. اگر این اثر از مجموع اثرهایی که هر کدام از عناصر جداگانه می توانستند به وجود آورند بیشتر شود در این صورت پدیده هم افزایی رخ داده است.
هم افزایی بین بنگاه های اقتصادی ریشه در تاریخ فعالیت های اقتصادی بشر دارد به طور مثال تشکیل بازارها با تجمیع مکانی بین شغل های یک صنف نمونه ای از آن می باشد. امروزه نیز شرکت های تخصصی با تجمیع مکانی امکانات و توانمندیها می توانند ضمن به کارگیری ظرفیت های کمتر شناخته شده خود حس رقابت را در خود تقویت نموده و با خوشه سازی و ... سهم خود را در بازار گسترش دهند.
در کنار هم قرار گرفتن موسسات اقتصادی، آزمایشگاهها و کارگاهها، واحدهای تحقیق و توسعه (R&D)، کلینیک های مشاوره ای، دانشگاهها و ... باعث افزایش بهره وری در موسسات دانش بنیان می گردد و این افزایش ناشی از تلفیق نه به دلیل معجزه که به دلیل به کارگیری ظرفیت های استفاده نشده هر کدام از این نهادها ایجاد می شود. به طور مثال استقرار شرکت های کوچک در مرکز رشد، باعث نزدیکی به شرکت های بزرگ، سهولت در گرفتن پروژه ها، استفاده از امکانات کارگاهی و ازمایشگاهی، حمایت های علمی و ... می شود. همچنین حضور شرکت های بزرگ در مراکز رشد، باعث نزدیکی به شرکت های کوچک شده و این شرکتها با شکستن پروژه های بزرگ، آنها را در اختیار شرکت های کوچک قرار داده و با صرف هزینه های بسیار پایین تر پروژه را به اتمام می رسانند.
شاخص ترین مزیت حضور در مرکز رشد، قرار گرفتن در یک فضای پژوهشی، کاربردی است که تبادل افکار با دیگر محققان و موسسات تحقیقاتی را در کنار یکدیگر موجب می شود.

4) تعدیل قوانین:
گزارش سال 2008 بانک جهانی مبنی بر «آسانی انجام کسب و کار در ایران» حکایت از مشکلات و موانع جدی نظیر دخالت دولت در بازار، وجود قوانین دست و پاگیر، وجود دستگاههای نظارتی موازی و متعدد و ریسک بالای فعالیت های کسب و کار در ایران دارد. (نگاهی به عوامل ضد انگیزشی کارافرینی در ایران، سایت آفتاب) منظور از قوانین دست و پاگیر قوانین و مقررات بانکی، قوانین مالیاتی، قوانین بیمه، قانون تجارت و قانون کار می باشد که البته در پارک ها برخی از این قوانین تعدیل می شود. تعدیل این قوانین را می توان ایجاد ظرفیت برای تقویت کارافرینی بر مبنای اقتصاد دانایی محور (knowledge-based economy) دانست. برخی معافیت های مالیاتی، اعمال قانون کار مشابه قانون کار مناطق ویژه اقتصادی، تسهیل در ورود و خروج ارز و ... نمونه هایی از این مشوق ها می باشد.
5) تاکید بر انجام کار به صورت تیمی
اشخاص حقیقی برای دریافت پذیرش در مراکز رشد می باید به شرکت ها و شخصیت های حقوقی تبدیل شوند. این تغییر وضعیت سرآغاز تمرین یک کار تیمی با همه سختی ها و مزایای بی شمار آن می باشد. ماکسول نویسنده کتاب صفتهای بایسته یک رهبر معتقد است که در یک سازمان اهمیت تشکیل تیم از تولید محصول کمتر نیست.
کار تیمی مزایای فراوانی در ابعاد فردی و سازمانی دارد که از جمله می توان به احساس امنیت فرد، احساس رضایت، سرشکن کردن سختی کار، چند مهارتی شدن برای افراد و کاهش حوادث کاری، افزایش بهره وری، شکل گیری مشارکت، تصمیم سازی و تصمیم گیری سریع و به موقع کارکنان، بالا رفتن انگیزه کارکنان در تعامل با یکدیگر، به کارگیری ایده های بزرگ تر و موثرتر و ... اشاره نمود. (فرهنگ کار تیمی و کارآفرینی، مرضیه پیری کامرانی)
باید اذعان داشت که انجام موفق کار تیمی نیاز به بستر سازی دارد و در کنار این بستر سازی فرهنگی، ساختار سازی در مجموعه های اقتصادی هم کمک زیادی به استمرار و نهادینه شدن کار تیمی می کند. بدیهی است که اگر فرهنگ کار جمعی در یک نهاد اقتصادی حاکم نباشد، چنانچه بهترین مدیران و قویترین طرح ها نیز به کار گرفته شوند نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
در مراکز رشد هدف آن است که از نیروی انسانی توانمند (شخص کارآفرین) برای رونق بخشی به اقتصاد جامعه و تقویت فرهنگ کار تیمی در سطح جامعه استفاده شود فلذا کارآفرینی فردی کمتر مد نظر بوده و بیشتر به کارافرینی مبتنی بر انجام کار تیمی توجه می گردد.

6) تاکید بر نیروی انسانی
برای پیمودن مسیر  رشد و توسعه اقتصادی، بیشتر از آنکه به تجهیزات، وسایل و ابزار نیاز باشد، به تغییر نگرش ها و دیدگاهها و به درک متفاوت از ظرفیت های درون خویش نیازمندیم و این نکته ای است که در مراکز رشد به آن اهمیت داده می شود از همین رو در این مراکز نیروی انسانی مبنا و محور فعالیت ها و برنامه ریزیها قرار گرفته و تاکید ویژه ای به توانمند سازی نیروی انسانی برای پیشبرد اهداف صورت می گیرد.
در مبحث کارآفرینی نیز وضع به همین صورت است، برای توسعه کارآفرینی اولین گام آموزش به افراد
علاقه مند دارای شرایطی نظیر اعتماد به نفس بالا، استقلال طلبی، دارای مهارت های ارتباطی مطلوب، علاقه مندی به انجام کارهای بزرگ، خطر پذیر بودن و ... می باشد. ( ویژگی های کارافرینان، به نقل از سایت خانه کارافرینان ایران) پس از ارائه این آموزشها و انتقال این مفاهیم، مشاهده می کنیم که فرد کارآفرین به فکر تعلل و تکرار محدودیت ها نمی باشد بلکه به دنبال فرصت یابی و فرصت سازی می باشد و چنین شخصی بدون هراس از محدودیت ها به هر نحو که بتواند سرمایه و امکانات لازم را در مسیر دستیابی به اهدافش مهیا می کند.
از سوی دیگر مراکز رشد به رشد نیروی انسانی نیز کمک شایانی می کنند. حضور افراد مخترع، مبتکر، نوآور، ایده پرداز، کارآفرین و تحصیل کرده در گروه های کاری متنوع در کنار هم و کسب تجربیات و به اشتراک گذاری آنها به کسب مدارج بالاتر مهارتی و شغلی می انجامد. مهارت هایی که به طور حتم بر چگونگی و کیفیت مشاغل این افراد در آینده تاثیر خواهد داشت.

7) معرفی به سرمایه گذار:
مراکز رشد صرفا محل حضور افراد نوآور، مبتکر و دارای ایده نیست. این مراکز با دارا بودن بخشی به نام فن بازار سعی می کنند دست افراد سرمایه گذار ریسک پذیر را در دست افراد خلاق گذارده و با این گام، مهمترین حمایت را در تجاری سازی ایده ها بر می دارند. حقیقت آن است که بسیاری افراد خوش فکر هر چند دارای ایده های عالی باشند ولی توان تولید و حضور در بازار را ندارند و با معرفی این ایده ها به سرمایه گذار مهمترین گام در مسیر ثمردهی طرح ها برداشته می شود.

8) پایبندی به اصول اقتصاد سالم:
عدم پایبندی به اصول اقتصاد سالم و شفاف یکی از موانع رشد کارآفرینی در کشور تلقی می گردد. این در حالی است که کارآفرینان مستقر در مراکز رشد از فعالیت در زمینه های واسطه گری و دلالی گری، ایجاد اشتغال کاذب، تولیدات زیرزمینی، بدون مجوز و فاقد استاندارد، تشکیل شرکت های صوری و رقابت منفی منع شده اند و با نظارت های پیاپی اصولا افرادی با این گونه نیات نمی توانند در مراکز رشد پذیرش بگیرند. همچنین حقوق مالکیت معنوی در این مراکز محترم شناخته می شود و همین شفاف سازی عملکرد اقتصادی بنگاه های کوچک و متوسط زمینه را برای تقویت رقابت، حذف رانت ها و تبعیض ها در سطح جامعه مهیا می سازد.

9) تقویت خطرپذیری مالی:
مراکز رشد با آسان سازی روندهای دریافت تسهیلات مالی کمک می کنند تا کارافرین با دغدغه کمتر به فکر حل مشکلات پیرامونی ایده محوری خود باشد. هر چند ممکن است حمایت های اولیه مالی مراکز ناکافی باشد ولی قطعا پیش برنده بوده و بدون تحمیل استرس به گروه کارآفرین، این مبلغ در اختیار آنها قرار می گیرد. ریسک پذیری خصوصیت جدایی ناپذیر افراد کارآفرین است و مراکز رشد با درک این مسئله با اعتماد و تزریق تسهیلات پایه به تقویت خطرپذیری مالی موسسات کمک می کنند.

10) پارک ها به منزله کلینیک کارآفرینی:
پارک ها در حکم کلینیک های کارافرینی عمل می کنند و با تقویت موسسات از سویی و عارضه یابی مستمر موسسات از سوی دیگر توان راهبری این بنگاهها را دو چندان می کنند. پارک ها از مرحله تولد ایده تا مرحله  ورود به بازار در کنار کارافرین بوده و با ارائه سلسله خدمات حمایتی تعریف شده خود، سعی در تجاری سازی یافته های علمی موسسات خود می نمایند. گر چه میزان، نوع و نحوه حمایت های مراکز رشد در نقاط مختلف دنیا با یکدیگر تفاوت می کند ولی آنچه مسلم است هر پارک با شناخت محیط کسب و کار منطقه و کشور خود نسبت به تعریف و ارائه این خدمات اقدام می نماید.

برچسب‌ها: مرکز رشد فناوری
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 8:31 توسط علي اصغر قيومي| |